به گزارش سایت خبری مدارا؛ اعتماد نوشت: حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی درباره پنجمین کنگره حزب کارگزاران سازندگی و چشمانداز سیاسی آینده با روزنامه اعتماد گفتوگو کرد.
درباره كنگره پنجم حزب سازندگي توضيح ميفرمايد، با توجه به شرايط خاص داخلي، منطقهاي و بينالمللي چه محتوايي در اين كنگره مطرح شد؟
اين نخستين كنگره حزب سازندگي پس از فراگيري كرونا بود كه با حضور حدود 500 نفر با حضور ناظر وزارت كشور برگزار شد. اين كنگره چند بخش داشت؛ در چهار كنگره قبلي و البته كنگره پنجم تنها اعضاي حزب دعوت شده و برخي سخنرانان ويژه دعوت ميشدند. بنابراين در اين نشست از ساير احزاب ميهماني نداشتيم و تنها آقاي ظريف با توجه به رخدادهاي منطقهاي دعوت شدند كه سخنراني جامع و خوبي هم داشتند. در بخش افتتاحيه، ناصر همتي با تكيه بر اعداد و ارقام واقعي، مسائل مرتبط با چرايي عدم توسعه ايران را تشريح كرده و تصويري از وضعيت اقتصادي ارايه كردند. واقعيتهايي كه ميگويند ايران حتي از منظر رشد اقتصادي در شرايط بسيار نامناسبي قرار دارد. ضمن اينكه تورم بالاي 40درصد به علت ناترازي بودجه دولت، ناترازي بانكها، صندوقهاي بازنشستگي و… شكل گرفته است. براساس صحبتهاي همتي، دولتها همواره به دليل اين ناترازيها اقدام به چاپ اسكناس كرده و تورم را در اقتصاد ايران نهادينه ساختهاند. اين روند در سال آينده هم ادامه خواهد داشت و ريشههاي عدم توسعهيافتگي ايران را شكل خواهند داد. براي عبور از اين چالشهاي اقتصادي بايد مساله مشاركت مردم در اقتصاد، آزادي عمل بنگاههاي اقتصادي و رفع ناترازي بودجه دولت حل و فصل شود. ايران عليرغم سند 1404 نه تنها فاصله بسياري با مفاد اين سند دارد، بلكه در جايگاه اقتصاد چهارم يا حتي پنجم منطقه نشسته است، ازسوي ديگر همتي اين موضوع را مطرح كرد كه بازدارندگي ايران تنها با تكيه بر قواي نظامي محقق نميشود، آقاي همتي اسناد قابل توجهي را ارايه كردند كه پس از حمله امريكاييها و غربيها به افغانستان و طالبان، اسراييليها و لابي عربي اصرار داشتند كه به جاي حمله به عراق ايران بايد مورد حمله قرار بگيرد. براساس اسناد ارايه شده توسط آقاي همتي، در آن زمان امريكاييها در محاسبات خود به اين نتيجه رسيدند كه به دليل حمايت مردم ايران از نظام سياسي خود و حضور 73درصدي مردم در انتخابات دوم خرداد 76، هر نوع حمله نظامي به ايران با شكست مواجه خواهد شد. براساس ديدگاههاي ارايه شده توسط همتي، امروز هم بايد از ظرفيتهاي عمومي مردم استفاده شود تا بتوان در برابر فشارهاي دشمنان كشور ايستادگي كرد.
اگر اشتباه نكنم اسحاق جهانگيري هم در اين كنگره سخنراني داشتند؛ درباره صحبتهاي جهانگيري هم توضيح ميدهيد؟
دكتر جهانگيري در بحث دولت و تحزب و ضرورت تغيير در نظام مديريت حكمراني كشور صحبت كردند. به استناد آخرين جلساتي كه از شوراي انرژي كشور داشتند براي رفع كمبود گاز و حفظ ظرفيتهاي نفتي ايران اشاره كردند كه ميبايست حداقل500 ميليارد دلار سرمايهگذاري در اين بخشهاي حياتي صورت گيرد كه به دليل تحريمها و سوءمديريتهاي داخلي اين سرمايهگذاريهاي ضروري انجام نشده است. ايشان توصيه كردند كه احزاب و گروههاي سياسي براي رفع اين نابسامانيها اقدام كرده و از ظرفيتهاي قانوني خودشان ازجمله انتخابات بهره گيرند. قبل از اين چهرهها، مهندس محسن هاشمي گزارشي از عملكرد حزب در دوره اخير ارايه كردند. درباره برنامههاي آيتالله هاشمي براي ايجاد تعادل در داخل و روابط مثبت در جهان خارج صحبت كرده و گزارشي 3 ساله از كنگره قبلي تا اين كنگره ارايه كردند. بخش دوم جلسه، داخلي بود كه ميبايست نيمي از اعضاي شوراي مركزي انتخاب ميشدند. اين روند هم با نظم خاصي برگزار شد.
يكي از موضوعات مهم در جريان برگزاري اين كنگره حضور يا عدم حضور غلامحسين كرباسچي در نشست بود. درباره چرايي عدم حضور ايشان در كنگره توضيح ميدهيد؟
ببينيد، نيمي از اعضاي شوراي مركزي ازجمله آقاي كرباسچي و سركار خانم هاشمي و خود من ذيل جمعي هستيم كه سال آينده به پايان دورهمان ميرسيم و در كنگره بعدي بايد روند انتخابمان دنبال شود. البته جناب آقاي كرباسچي دعوت داشتند كه دعوت ما را نپذيرفتند و در ادامه روند
3 سال گذشته اعلام كردند كه علاقهمند به همكاري با حزب نيستند كه حقيقتا مايه تاسف ماست. اما در بخش ديگري از برنامههاي كنگره به ظرفيتهاي حزب اشاره شد. شخصيتهايي هستند كه در تاسيس حزب كارگزاران نقش داشته و در ادوار مختلف شوراي مركزي نقشآفريني كرده بود با اضافه شدن مادهاي به اساسنامه حزب، شوراي عالي مشورتي حزب تشكيل شد. اين شوراي مشورتي متشكل از رييس شوراي مركزي، دبيركل رييس كميته سياسي و 12 نفر از موسسان و شخصيتهاي ملي ادوار شوراي مركزي و شخصيتهاي موثر اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و… خواهند بود.
خود شما به عنوان دبيركل صحبتي درخصوص چشماندازهاي حزب و مسائل كشور نداشتيد؟
اين بخش به بخش پاياني بازميگشت؛ اشاره كردم كه مردم و كشور ايران امروز بين دو سنگ آسياب قرار گرفته است. يكي از سمت حاكميت به چرخش درميآيد كه معتقد است تنها نيروهاي انقلابي بايد در نهادهاي مديريتي و تصميمساز كشور حضور داشته باشند. اما مشخص نيست كه نيروهاي انقلابي مربوط به كدام انقلاب هستند؟ چون انقلاب سال 57 يك انقلاب مردمي و فراگير بود و اوج هنر امام(ره) اين بود كه دو راس پارهخط از هيات مذهبي و موتلفه تا چريكهاي فدايي خلق را دور هم جمع كرده بودند. اگر منظور حركتهاي انقلابي سال 57 است كه در اين انقلاب اكثريت قاطع ملت ايران در آن مشاركت داشتند. بنابراين وقتي از حضور نيروهاي انقلابي صحبت ميشود در واقع بايد نيروهايي سر كار بيايند كه اكثريت مردم آنها را بپسندند. اگر نيروهاي انقلابي را خلاصه كنيم در افرادي كه تفكر خاصي دارند و ازسوي 20درصد مردم ايران هم پشتيبابي نميشود، فشاري است كه توجه جامعه ميشود، اين حاكميت اقليت است نه اكثريت. اما سنگ ديگر اين آسياب كه مردم را گرفتار ساخته، مصلحاني به حركت درميآورند كه عليرغم اينكه در ظاهر مصلح و اصلاحطلب هستند، اما در عمل انقلابي و صفر يا صدي هستند. اين شرايط، كارها را بسيار دشوار ميسازند.
حزب سازندگي با نام آيتالله هاشمي شناخته ميشود، راهبرد اين حزب براي عبور از اين چالشها كه شما هم به آن اشاره كرديد، چيست؟
كاملا درست است. كارگزاران سازندگي به عنوان تنها مجموعهاي كه حامل ميراث سياسي مرحوم آيتالله هاشميرفسنجاني است، امروز بايد نقش فردي آيتالله هاشميرفسنجاني در سياست ايران را در قالب يك نهاد حزبي متبلور كرده و به جامعه ارايه كند. مهمترين خصوصيت آيتالله هاشميرفسنجاني اين بود كه خودشان را در بنبست نميديدند؛ هر اندازه كه بنبستها جدي بود، آيتالله اين بنبستها را ميشكستند. كارگزاران در سال 74، بنبستي كه در فضاي سياسي وجود داشت را شكست و مجلس چهارم را كه يكدست دراختيار اصولگرايان بود به مجلس پنجم كه مجلس ميانهرويي بود، بدل كرد. امروز هم كارگزاران بايد بتواند راهحلي را روي ميز بگذارد و عرضه كند تا در كنار ساير احزاب اصلاحطلب و مقامات، كشور را از واگرايي شكننده فعلي به سمت همگرايي هدايت كند. ماموريت حزب بايد مبتني بر اين مسير باشد تا هم دغدغههاي مقام معظم رهبري درخصوص حفظ ارزشها پوشش پيدا كند و هم نقش نيروهاي مسلح را در شرايط كشور مورد توجه قرار دهد و هم اينكه به همه نيروهاي فكري متناسب با جايگاهي كه در ميان مردم دارند نقش بدهد. بايد واگرايي را به همگرايي تبديل كنيم. ما حامي منتقد هستيم، انتقادمان هم اين است كه علاقهمنديم و اصرار داريم كه رهبري نظام، تنها رهبر نيروهاي مذهبي و حزب الهي نيست، بلكه رهبر همه ماست. عرض كردم خدمت مقام معظم رهبري كه ما (يعني همه نيروهاي ميانهرو و اصلاحطلب) بيشتر از آقاي رييسي و قاليباف و جليلي و… به نظام و شما و كشور علاقهمنديم. انتقاد ديگر ما اين است كه چرا جمهوري اسلامي به همان اندازه كه به موضوعات امنيتي و دفاعي و مسائل حوزه مقاومت در خاورميانه اهميت ميدهد به توسعه ايران اهميت نميدهد. با عقب افتادن توسعه ايران شكاف بين ما و همسايگانمان تشديد ميشود. اين حق مردم ايران نيست. نهايتا هم بيانيه كنگره پنجم حزب است كه پس از راي كنگره به زودي منتشر ميشود.