تقی آزادارمکی: از دهه هشتادی ها فاشیسم و آنارشیسم در نمی آید

استاد جامعه‌شناسی می گوید: دهه هشتادی‌ها با جهان پیرامونی‌شان بیشتر از نسل‌های قبل از خود آگاه‌اند چون با تکنولوژی مدرن و فضای مجازی زیست می‌کنند و ساخت دهنده روابط فضا مجازی هستند و به وضعیت آگاه اند و می دانند که چه چیزی را با توجه به الزاماتشان مطالبه می کنند.الان به شعار ها نگاه کنید که می گویند زن زندگی آزادی»که مسئله اساسی است.من ده سال است که بحث می کنم و برخی جامعه شناسان ایرانی نیز من را مورد نقد قرار داده اند که این جوان ها دنبال زندگی اند نه ایده آلیسم ایرانی نه ضدیت با غرب نه بازگشت به یاران باستان و... این ها فقط زندگی می خواهند در زندگی رفاه و آزادی و حقوق بشر و آگاهی است که این زندگی را ما از ان ها ستانده ایم و آن ها را درگیر مسائل حاشیه ای کرده ایم و به مدرسه و دانشگاه فرستاده ایم اما شغل برایشان وجود ندارد و مهارت ها به دردشان نیم خورد اتفاقا بحث مطالبه زندگی را بر اساس آگاهی مطرح می کنند.

به گزارش سایت خبری مدارا؛ تقی آزادارمکی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، درباره مطالبات نسل نوظهور دهه هشتادی‌ها به گفت‌وگو پرداخته است که مشروح آن در ادامه می‌آید.

***

گسترش تکنولوژی و پیوند آن با زندگی نسل جدید که از یک سو آزادی بی مرز با اینترنت را تجربه کرده و از سوی دیگر با ساختار های مرسوم دچار محدودیت های مختلف شده است تا چه حد بر رفتار فعلی این نسل موثر بوده است؟بطور کلی ساخت فرهنگی و ماهیت فکری دهه هشتادی ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

یکی از مولفه های مهم در ساختن فرهنگ همان تضاد شرایط سیاسی و نظام اجتماعی ایران با ظهور تکنولوژی های جدید است. هنوز دغدغه جامعه ایران این است که اجازه دهد به فرض ماهواره وجود داشته باشد یا خیر بعد به یکباره فضای چندگانه ارتباطی به راه می‌افتد و فضای مجازی و اشکال گوناگون آن با فضا ارتباط اجتماعی شکل می‌گیرد. این مسئله تکنولوژی در ساخت فرهنگ جوانان امروز تعیین‌کننده هست اما تا پایان تعیین‌کننده نیست چون نظام سیاسی سعی کرد با این مسئله به نوعی پیوند بخورد و خود را به روز کرد و در این فضا قرار گرفت و همه مسئولین کشور یک فضا در اینترنت برای خود درست کردند و شورای عالی فضای مجازی برای کنترل آن درست شد. چیزی که مهم تر از فضای مجازی و تکنولوژی تأثیرگذار بوده است تجربه مردمان ایران در شرایط انقلاب، بعد از انقلاب و با وضعیت جمهوری اسلامی است.جمهوری اسلامی آمد که چند مسئله را حل کند اول کاهش نابرابری یعنی عدالت و از آن طرف دموکراسی یعنی نفی استبداد و سپس توسعه و رفاه و این سه کلید واژه مهم حکومت‌اند و دولت‌های مختلف نیز یکی از این سه عامل را در دستور کار خود قرار داده اند. در سی سال اخیر هم این ها دچار ناکارآمدی شده اند. توسعه متوقف شد، افزایش نابرابری داریم و توسعه سیاسی نیز دچار انسداد جدی شد و این تحولات به مردم تجربه ای داد و مردم ناراحت معترض گفتند که چه شد؟ و این حرف ها در خانه‌ها مطرح شد و دهه هشتادی ها این حرف ها را به عنوان فرهنگ سیاسی که کمبود های وسیع داشت را آموختند و این است که موتور سیاسی دهه هتشادی ها را می سازد و آن را تبدیل به عمل کرده است.

با توجه به رفتار های دو هفته اخیر دهه هشتادی ها، به‌نظر شما این نسل نسبت به مطالبه و رفتار سیاسی خود آگاه است یا تحت تاثیر احساسات و تبلیغات به رفتار های فعلی دست زده‌اند؟

بله کاملا می‌دانند که چه می‌خواهند اتفاقا دهه هشتادی‌ها با جهان پیرامونی‌شان بیشتر از نسل‌های قبل از خود آگاه‌اند چون با تکنولوژی مدرن و فضای مجازی زیست می‌کنند و ساخت دهنده روابط فضا مجازی هستند و به وضعیت آگاه اند و می دانند که چه چیزی را با توجه به الزاماتشان مطالبه می کنند.الان به شعار ها نگاه کنید که می گویند زن زندگی آزادی»که مسئله اساسی است.من ده سال است که بحث می کنم و برخی جامعه شناسان ایرانی نیز من را مورد نقد قرار داده اند که این جوان ها دنبال زندگی اند نه ایده آلیسم ایرانی نه ضدیت با غرب نه بازگشت به یاران باستان و… این ها فقط زندگی می خواهند در زندگی رفاه و آزادی و حقوق بشر و آگاهی است که این زندگی را ما از ان ها ستانده ایم و آن ها را درگیر مسائل حاشیه ای کرده ایم و به مدرسه و دانشگاه فرستاده ایم اما شغل برایشان وجود ندارد و مهارت ها به دردشان نیم خورد اتفاقا بحث مطالبه زندگی را بر اساس آگاهی مطرح می کنند.

این گزاره که امروز با نسلی آنارشیست مواجه هستیم یا در آینده با این نوع رفتار ها از سوی آنان مواجه می شویم تا چه حد درست است؟

خیر آن ها آنارشیست نمی شوند و افتاقا خیلی آدم های منعطف هستند و نسبت به موقعیت عمل می کنند وگرنه منتظر ایده متعالی و لیدر می ایستادند. شعارهایشان نیز واقع‌گرایانه و منطقی است و فاشیسم و آنارشیسم از آنها در نمی‌آید اما چون مقابله نظام سیاسی با آنها وجود دارد در منازعه این دو ممکن است رفتار های آنارشیستی آشکار شود اما این پدیده آنارشیستی نیست ولی ممکن است به آنجا برسد و اینها دشنه دست بگیرند اما بستگی به نوع بازی با آن ها دارد و دولت و نظام سیاسی باید با آن ها بسازد اما بیگانگان حمایت می کنند تا یک تضاد غیرقابل حل بسازند.به همین دلیل باید مداخله کرد و این مسئله را مدیریت کرد.

نوع مواجهه و برخورد با این نسل بنظر شما حداقل در مقطع کنونی چگونه باید باشد؟

کسانی‌که این جوانان را بی‌اخلاق، بی سواد، فاسد و… می‌نامند باید دست از این کار بردارند، این کار ناشایست است و می تواند این ها را به کنش رادیکال وادارد.باید با آن ها با اخلاق و رفتار نیکو صحبت کرد و این کار نیز باید از طریق روشنفکران و رهبران جامعه صورت بگیرد تا از این شرایط عبور کنیم و در شرایط مناسب تصمیم درست بگیریم.

پس از پایان این تنش‌ها به نظر شما آینده این نسل به کجا خواهد انجامید؟

دوباره این جریان‌ها تکثیر و تکرار می شود.دهه هشتادی‌ها تکلیفشان معلوم است نابغه‌هایشان مهاجرت می کنند یا مهاجرت کرده اند آن هایی هم که می مانند شروع به مشاغلی می کنند که از طریق آن جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند مثلا دهه هفتادی ها که به مشاغل حاشیه ای مثل حمل و نقل رفته اند.