علیرضا داوودنژاد، کارگردان، تهیهکننده، بازیگر و نویسنده سینما، در کارگاه «صدراه» پانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم ۱۰۰، با اشاره به ویژگیهای فیلم ۱۰۰ ثانیهای، این قالب را فرصتی برای تمرین روایت، قاببندی و درک زمان دانست و گفت: فیلمساز با ساخت فیلمهای کوتاه و تجربه مداوم در این حوزه میتواند آمادگی بیشتری برای ورود به سینمای حرفهای پیدا کند.
داوودنژاد در این کارگاه درباره اهمیت زمان در فیلم ۱۰۰ ثانیهای اظهار کرد: «محوریترین موضوع در سینما، ساختن فیلم و روایت کردن است و جشنواره فیلم ۱۰۰ به دلیل محدودیت زمانی، فیلمساز را وادار میکند نسبت خود را با زمان بهتر بشناسد.»
او ادامه داد: «وقتی یک فیلمساز تجربه میکند که در ۱۰۰ ثانیه باید یک اثر مرغوب و قابل رقابت بسازد، بهتدریج متوجه میشود که هر قاب، حرکت، دیالوگ و اتفاق چه اندازهای از زمان را به خود اختصاص میدهد. این تجربه باعث میشود حس زمان در فیلمساز شکل بگیرد.»
این کارگردان سینما با اشاره به تجربه خود در ساخت فیلم کوتاه افزود: «وقتی یک فیلمساز بهطور مداوم فیلم میسازد، چه با دوربین و چه حتی با موبایل، از جهت روایت و نشان دادن موقعیت تجربه بیشتری پیدا میکند و این مداومت، آمادگی خوبی برای ساخت فیلم سینمایی به وجود میآورد.»
داوودنژاد همچنین قاببندی را یکی از مهارتهای مهم برای فیلمساز دانست و گفت: «فیلمساز باید عادت کند قاب ببندد. کسی که دائم عکس میاندازد و به محیط، آدمها، اشیا و روابط آنها نگاه میکند، بهتدریج متوجه میشود واقعیت را چگونه در قاب قرار دهد.»
او با اشاره به مفهوم فاصلهگذاری در تصویر بیان کرد: «وقتی فاصلهگذاری میکنید، حرکتها را میبینید و از دل همین حرکتها حس زمان متولد میشود. فیلمساز باید بداند در هر ثانیه چه اتفاقی افتاده و آیا حرکت یا دیالوگ در زمانی که برای آن در نظر گرفته شده، درست اجرا شده است یا نه.»
نگاه کردن و شنیدن؛ مقدمه فیلمنامهنویسی
داوودنژاد در بخش دیگری از این کارگاه، درباره چگونگی شکلگیری فیلمنامه گفت: «کسی که میخواهد فیلمنامه بنویسد، باید زندگی را خوب نگاه کند و خوب گوش بدهد؛ اینکه آدمها چه میگویند، با چه لحنی حرف میزنند و چگونه رفتار میکنند.»
او افزود: «خوب دیدن و خوب شنیدن باعث میشود رفتار آدمها در ذهن فیلمساز باقی بماند. اگر آدمها را بدون قضاوت و با توجه به کرامت انسانی آنها ببینید، وقتی میخواهید داستانی بنویسید، خاطرات و تجربههایی که از آنها دارید در دیالوگ و شخصیتپردازی خودشان را نشان میدهند.»
این کارگردان، نویسنده و تهیهکننده سینما همچنین بر اهمیت تمرین قاببندی تأکید کرد و گفت: «کسی که میخواهد فیلمساز شود، باید قاب ببیند. اگر دائم به آدمها، اشیا و اتفاقات اطرافش نگاه کند و آنها را در قاب قرار دهد، بهتدریج این نگاه در ذهنش شکل میگیرد.»
اقتباس؛ رسیدن به روح اثر
داوودنژاد در پاسخ به پرسشی درباره امکان اقتباس از رمانهای عمیق و آثار ادبی نیز اظهار کرد: «در اقتباس قرار نیست متن ادبی را عیناً به فیلم تبدیل کنیم. یک کتاب میتواند یک مفهوم یا معنا به ما بدهد و همان مفهوم میتواند الهامبخش یک موقعیت یا روایت کوتاه شود.»
او ادامه داد: «باید دید چه چیزی نویسنده را به سمت آن موضوع کشانده و چه نسبتی میان شیوه نگارش و موضوع وجود دارد. اگر به آن لایه برسیم، میتوانیم از روح اثر الهام بگیریم.»
داوودنژاد برای توضیح این موضوع به داستان «بچه مردم» از جلال آلاحمد اشاره کرد و گفت: «آن چیزی که در این داستان میتواند برای من جذاب باشد، تضاد و تناقض میان رفتار مادر و موقعیتی است که در آن قرار گرفته است؛ اینکه مادری میخواهد فرزندش را رها کند، اما پیش از آن بهترین لباسها را تن او میکند.»
او افزود: «اگر قرار باشد از چنین داستانی یک فیلم ۱۰۰ ثانیهای بسازیم، باید عمیقترین موقعیت آن را پیدا کنیم. شاید این موقعیت همان لحظهای باشد که مادر پیش از گذاشتن بچه، دچار تردید میشود؛ همین تردید و استیصال میتواند در چند ثانیه روایت شود.»
دوری از شعارزدگی و تصنع
این کارگردان سینما در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره شعارزدگی در برخی آثار و تفاوت میان فیلم کوتاه و تیزر فرهنگی گفت: «به نظر من نخستین دغدغه باید تصنعزدایی باشد. وقتی تصنع وارد دیالوگ، لباس، رفتار و حتی فضای زندگی شخصیتها میشود، میان مخاطب و اثر فاصله ایجاد میکند.»
داوودنژاد ادامه داد: «این مسئله به معنای مخالفت با یک موضوع یا شکل خاص از زندگی نیست؛ مسئله، تصنع است. فیلمساز باید تلاش کند زندگی را همانطور که هست ببیند و بازنمایی کند.»