مهدی مکارمی
قائم مقام معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار خوزستان
پس از آغاز جنگ تحمیلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، استان خوزستان بهعنوان یکی از کانونهای راهبردی کشور، بهسرعت وارد فاز جدیدی از مدیریت چندلایه شد؛ فازی که در آن، سیاست، امنیت، اجتماع و اقتصاد، دیگر حوزههایی منفک نبودند، بلکه اضلاع یک میدان واحد محسوب میشدند. در این میان، نقشآفرینی مستقیم و اثرگذار دکتر موالیزاده استاندار خوزستان، با حضوری فعال، مستمر و شبانهروزی در میدان مدیریت بحران، بهعنوان محور هماهنگی این سطوح مختلف، تاثیری تعیینکننده در ایجاد انسجام تصمیمگیری و تسریع در اقدامات اجرایی ایفا کرده است. جایگاه و نفوذ اجتماعی دکتر موالی زاده و تأکید وی همزمان و چندلایه او بر رصد و حفظ ثبات و آرامش بازار، برقراری و حضور در تجمعات باشکوه مردمی، اتخاذ تدابیر امنیتی و سیاسی و… دیگران را هم پای کار می آورد.
از همان ابتدا، آنچه بیش از هر چیز به ما جهت داد، حضور فعال، مستمر و شبانهروزی استاندار در میدان بود، بهعنوان محور واقعی مدیریت و هماهنگی؛ کسی که شخصا در متن تصمیمها حضور داشت، در جلسات، در بازدیدهای میدانی، و در ارتباط مستقیم با مردم. این حضور، صرفاً نمادین نبود؛ بهمعنای واقعی کلمه، بسیاری از گرهها را در لحظه باز میکرد و اجازه نمیداد فاصلهای میان تصمیم و اجرا شکل بگیرد.
از همان ساعات اولیه پس از آغاز جنگ تحمیلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، در خوزستان این واقعیت را با تمام وجود لمس کردیم که باید همزمان در چند جبهه عمل کنیم؛ هم در میدان امنیت و پشتیبانی، هم در میدان اقتصاد و بازار، و هم در عرصه حفظ آرامش و انسجام اجتماعی.
در چنین فضایی، بهسرعت سازوکارهای هماهنگی فعال شد. جلسات قرارگاه تنظیم بازار و ستاد تنظیم بازار استان بهصورت مستمر و فشرده برگزار شد. برای من، این جلسات دیگر یک روال اداری معمول نبود؛ هر جلسه، مواجههای مستقیم با واقعیتهای بازار بود. از تأمین کالا گرفته تا نحوه توزیع و نوسانات قیمت، همهچیز روی میز میآمد و باید همانجا برایش تصمیم گرفته میشد.
در یکی از همین جلسات، این دغدغه جدی مطرح بود که چگونه میتوانیم سرعت تأمین و دسترسی به کالاهای اساسی را در شرایط فشار افزایش دهیم. بر همین اساس، پیشنهادی را مطرح کردم مبنی بر تعمیم رویه واردات کالای اساسی از مسیر مناطق آزاد به کل استان؛ ایدهای که هدفش شکستن برخی گلوگاههای اداری و استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود برای تثبیت بازار بود. این جنس ابتکارات، محصول همان شرایطی است که شما را وادار میکند فراتر از رویههای معمول فکر کنید.
از سوی دیگر، به این جمعبندی رسیدیم که بدون «داده روزآمد و دقیق»، تصمیمگیریها نمیتواند بهاندازه کافی مؤثر باشد. در آخرین جلسه ستاد تنظیم بازار، مجموعهای از فرمها و سازوکارهای پایش را طراحی و ارائه کردم تا بتوانیم بهصورت روزانه، وضعیت تأمین، توزیع و قیمت کالاها را در سطح شهر اهواز و سایر شهرهای استان رصد کنیم. نکته مهمتر برای من، امکان مقایسه این دادهها با دیگر استانها بود؛ چراکه این مقایسهها کمک میکند بفهمیم کجا جلوتر هستیم و کجا نیاز به مداخله فوری داریم.
اما واقعیت این است که هیچیک از این سازوکارها، بدون حضور میدانی و ایجاد ارتباط مستقیم با مردم، به نتیجه مطلوب نمیرسد. در این مدت، بارها در کنار استاندار در بازدیدهای میدانی حضور داشتیم؛ در بازار، در میان مردم، در شهرهای مختلف. همزمان، مدیریت حوزههای امنیتی و پشتیبانی جنگ نیز با جدیت دنبال میشد. این همزمانی، شاید مهمترین ویژگی این دوره باشد: اینکه نمیتوان اقتصاد را جدا از امنیت دید، و نمیتوان از انسجام اجتماعی غافل شد.
سخنرانیهای حماسی، دیدار با خانواده معظم شهدا، و حضور در جمع مردم، فقط برنامههای جانبی نبود؛ بخشی از یک راهبرد کلان برای حفظ روحیه عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی بود. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری میفهمیم که بازار فقط با کالا و قیمت مدیریت نمیشود؛ با «اعتماد» مدیریت میشود.
تجربه این روزها برای ما یک درس روشن داشته است: اگر مدیریت، هماهنگی و حضور میدانی در سطح تصمیمگیری وجود داشته باشد، اگر داده و میدان به هم متصل شوند، و اگر مردم در متن این فرآیند دیده شوند، میتوان حتی در سختترین شرایط نیز ثبات را حفظ کرد. خوزستان بار دیگر در معرض یک آزمون بزرگ قرار گرفته است؛ اما آنچه من در این روزها دیدهام، نشان میدهد که این استان، با تکیه بر مدیریت میدانی، ابتکار در سیاستگذاری، و همراهی مردم، بخوبی توان عبور از این شرایط را دارد و بر محور سرمایه اجتماعیو اعتماد عمومی و پیوند مسئولان و مردم از این آزمون سربلند بیرون خواهد آمد.