چرا فقط از «مهسا امینی» می گوییم؟

از متن یادداشت: "افسر رشیدی که در مقابله با اشرار به شهادت رسیده روی چشم هر ایرانی جای دارد، اما آن قدر نیاز به حمایت ندارد که دختر مظلوم شهرستانی دارد که جان خود را از دست داده و عده ای سعی می کنند مرگ او را عادی جلوه دهند."

به گزارش سایت خبری مدارا؛ محمدحسین فرح بخش با انتشار یادداشتی نوشت: چرا درباره شهادت افسر نیروی انتظامی چیزی نمی گویید؟ چرا برای طلبه ای که مورد هجوم اراذل و اوباش قرار گرفت، اعتراض نکردید؟ چرا درباره آنهایی که جان خود را در راه امنیت و پاسداری از مرزها از دست دادند، چیزی نمی نویسید؟… این سوال و ایرادها پیش روی همه کسانی است که این روزها پیگیر موضوع درگذشت «مهسا امینی» هستند.

این سوال را می توان از علی (ع) هم پرسید. او که در خطبه ای درباره «کندن خلخال از پای زنی یهودی» می گوید اگر مسلمانان از این غم بمیرند، رواست، چرا این سخن را درباره شهادت یارانش نگفت؟ مگر اسلام و مسلمانان کم شهید و جانباز و مظلوم داشتند؛ چرا کشیدن خلخال از پای زنی، دغدغه مولای مان شد و در تاریخ ثبت شد تا برای ما بماند؟!

اول اینکه دفاع از هر مظلومی، دفاع از تمام مظلومان است. برای کسی که دنبال حق خواهی است این موضوع بدیهی است اما برای آن که حق خواهی اش آمیخته با اغراض دیگر است ، معلوم نیست! در واقع اینکه در دفاع از هر ستمدیده ای بپرسیم چرا در قبال دیگران چیزی نگفتی، بهانه گیری کودکانه ای است. مگر قرار است وقتی کسی می خواهد از مظلومی دفاع کند، باید از «قتل هابیل» شروع کند و به ترتیب بگوید تا به فرد مورد نظرش برسد؟!

دوم اینکه آن که بی پناه تر است بیشتر احتیاج به حمایت دارد تا آن که حامی دارد. حمایت از آن که حامی دارد و حکومت خونخواه اوست، هنر نیست، حق خواهی یعنی حق کسی را که بی پناه تر و دورتر از قدرت و حاکمیت است، طلب کنی. به همین خاطر است که برای علی (ع) کندن خلخال از پای زن بی پناه یهودی آن همه اهمیت دارد.

افسر رشیدی که در مقابله با اشرار به شهادت رسیده روی چشم هر ایرانی جای دارد، اما آن قدر نیاز به حمایت ندارد که دختر مظلوم شهرستانی دارد که جان خود را از دست داده و عده ای سعی می کنند مرگ او را عادی جلوه دهند.