غلامعلی رجایی: امام خمینی در حصر است و توسط خودی ها هم در حصر است!

غلامعلی رجایی، مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: من بارها گفته ام که کشور ایران استقلال و تمامیت ارضی خودش را مدیون خاندان خمینی است. امام می گفت من حاضر نیستیم کشور یک وجب هم از خاک این کشور بگیرد. آقای ظهیرنژاد برای خود من تعریف کرد که امام گفته اجازه نمی دهم به اندازه دستم هم از ایران جدا شود.

به گزارش سایت خبری مدارا؛ مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی با تأکید بر اینکه باید امام را از حصر درآورد، گفت: به نظر من نقش امام در تاریخ بی بدیل است و نباید اجازه بدهیم این نقش کمرنگ شود. خدماتی که برای ایران و ایرانی کرد و عزت ایران را بین ملت های منطقه آشکار کرد. هنوز افغانستان و عربستان جولانگاه ابرقدرت ها است. وقتی آقای خاتمی که رفته بود با کرزای صحبت کند، مأمور آمریکایی پشت سرش بود. یا در میان سعودی ها آمریکا نظر دارد که چه کسی ولیعهد شود و چه کاری انجام بدهد. اما دیگر مثل سابق شرق و غرب به ایران دستور نمی دهند.

مشروح گفت و گوی غلامعلی رجایی را در ادامه می خوانید:

آقای رجایی! به نظر شما به عنوان کسی که حدود ۳۰ سال پیش کتابی با عنوان «برداشت هایی از سیره امام خمینی(س)» نوشته اید که در زمان خودش با استقبال زیادی هم مواجه شد، چه طور می توانیم «سیره امام خمینی(س) را برای نسل امروز تبیین کنیم؟

من در کتاب پنج جلدی «برداشت هایی از سیره امام خمینی(س)» خاطرات امام را به صورت موضوعی کار کرده ام. یعنی مثلا در جلد اول «نظم امام» به عنوان یک همسر، پدر، پدربزرگ و برادر دیده شده و گمان می کنم با اینکه من این کار را سال ۶۹ شروع کردم هنوز این کتاب در سیره امام حرف اول را می زند.

الآن امام خیلی مورد تهاجم است؛ از حرم امام و سانسور سخنان تا چیزهای دیگر. منافقین، سلطنت طلبان و ناراضی های داخلی از جنبه سلبی کار می کنند. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) خاطرات درخشان زندگی امام را به روزنامه ها بکشانند. مثلا حدود ۱۰ سال بخش هایی از کتاب من در روزنامه های اطلاعات و کیهان چاپ می شد. در روزنامه کیهان ستونی به نام «قائد قبیله قائم» باز کرده بودیم و هر روز خاطره ای از امام نقل می شد. بعد از آن به روزنامه اطلاعات آوردیم و با عنوان «سیمای آفتاب جماران» هفت هشت سال هر روز یک خاطره از امام بود. آقای دعایی خیلی در این قضیه نقش داشت.

امام در حصر است و توسط خودی ها هم در حصر است!

چه طور می توان امام را از یک شخصیت تاریخی به یک الگوی زندگی برای جوانانی که دوران حیات امام را درک نکرده اند تبدیل کرد؟

باید امام را از حصر درآورد. به نظر من امام در حصر است و توسط خودی ها هم در حصر است. باید سیره امام نقل شود. کتابی که من نوشته ام برای ۳۰ سال پیش است؛ حتما نیاز به نقد در مجامع آکادمیک و حتی حوزوی و انجمن های تخصصی دارد. شاید جوانان الآن کاری قوی تر از ما انجام بدهند. یعنی باید به شکلی عمل کنید که جوان دهه ۹۰ این راه را شروع کند.

اینکه امام در یک ملت تحول ایجاد کرد، بهترین کرامت امام است. چه کرامتی بالاتر از این که امام با دم مسیحایی خودش جوانان را از کازینوها و کاباره ها بیرون بیاورد و به جنگ بفرستد؟! من بارها گفته ام که کشور ایران استقلال و تمامیت ارضی خودش را مدیون خاندان خمینی است. امام می گفت من حاضر نیستیم کشور یک وجب هم از خاک این کشور بگیرد. آقای ظهیرنژاد برای خود من تعریف کرد که امام گفته اجازه نمی دهم به اندازه دستم هم از ایران جدا شود.

به هر حال مردم باید این را بدانند که امام چه تحولی در روحیات مردم و به خصوص معنویات جوانان ایجاد کرد. چیزی که ما هشت سال در جبهه دیدیم، قاعدتا همه اینها دست پرورده امام بودند. ملت ایران هم مستعد بود. امام ۱۴ سال در عراق جز درس دادن کار خاصی نکرد. یعنی ملت ایران به یک امام ندیده لبیک گفتند و یک نظام طاغوتی وابسته را سرنگون کردند.

نقش امام در تاریخ بی بدیل است؛ نباید اجازه بدهیم این نقش کمرنگ شود

دیگر مثل سابق شرق و غرب به ایران دستور نمی دهند

 البته امام در عراق به لحاظ سیاسی سکوت نکردند. مثلا آقای دعایی در رادیو بغداد اعلامیه های امام را می خواندند. یعنی آن طور هم نبوده که مردم از امام بی اطلاع باشند.

من گفتم امام ندیده، بیانیه های امام می آمد و در رادیو روحانیون مبارز آقای دعایی علیه شاه حرف می زد. ولی جوانانی که سال های ۵۶ و ۵۷ به میدان آمدند امام را ندیده بودند. خود من یکی از کسانی بودم که زندان افتادم ولی امام را ندیده بودم.

به نظر من نقش امام در تاریخ بی بدیل است و نباید اجازه بدهیم این نقش کمرنگ شود. خدماتی که برای ایران و ایرانی کرد و عزت ایران را بین ملت های منطقه آشکار کرد. هنوز افغانستان و عربستان جولانگاه ابرقدرت ها است. وقتی آقای خاتمی که رفته بود با کرزای صحبت کند، مأمور آمریکایی پشت سرش بود. یا در میان سعودی ها آمریکا نظر دارد که چه کسی ولیعهد شود و چه کاری انجام بدهد.

دیگر مثل سابق شرق و غرب به ایران دستور نمی دهند. اگر خاطرات علم را بخوانید، مرتب می نویسد، شرفیابی، سفیر شوروی آمد این را گفت و سفیر آمریکا آمد و آن را گفت. بعد از انقلاب دیگر از این خبرها نیست و باید مردم این را قدر بدانند. ما کم و کاستی، ناکارآمدی، بی تدبیری، اشتباهات و عدم توفیق هایی داشته ایم اما نباید مانع کار بزرگی شود که واقعا بارقه الهی بود.