به گزارش سایت خبری مدارا؛ رویداد۲۴ نوشت: حسین علایی، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه و از تحلیلگران شناختهشده حوزه راهبردی و امنیتی، در گفت و گوی اخیر خود با پایگاه خبری انتخاب نکته مهمی درباره کارایی سامانه اس ۳۰۰ در زمان جنگ ایران و اسرائیل را بیان کرده که نشانی میدهد وابستگی به سامانههای تسلیحاتی وارداتی، بهویژه از روسیه و چین، نهتنها مزیت راهبردی پایدار ایجاد نکرده، بلکه در برخی موارد به یک ضعف امنیتی تبدیل شده است.
جملهی صریح او درباره بیاثر بودن سامانه پدافندی اس۳۰۰ در جنگ، در کنار تأکید بر موفقیت تجهیزات داخلی، بازتابدهنده یک نگاه عمیقتر به مفهوم «استقلال دفاعی» و «امنیت واقعی» است.
اس۳۰۰ سالها در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی بهعنوان نماد بازدارندگی معرفی میشد؛ سامانهای که قرار بود آسمان ایران را در برابر تهدیدات پیشرفته مصون کند. اما تجربههای عملی و تحلیلهای پسینی، از جمله دیدگاه علایی، نشان میدهد که صرفِ خرید یک سامانه پیشرفته، بدون اشراف کامل عملیاتی، بومیسازی نرمافزاری و استقلال اطلاعاتی، عملاً کارکرد مؤثری در میدان واقعی ندارد. سامانهای که معماری، کدها و منطق عملیاتیاش در اختیار تولیدکننده خارجی است، در شرایط جنگ مدرن میتواند دچار اختلال، بیاثر شدن یا حتی تبدیل به ابزار جمعآوری داده برای طرفهای ثالث شود.
اس ۳۰۰؛ دریغ از یک شلیک موفق!
پیش از این حمزه صفوی، استاد دانشگاه و فرزند سرلشکر رحیم صفوی در گفت و گویی درباره نقش روسیه در جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل نیز تاکید کرده بود که «اس ۳۰۰ در جنگ ایران و اسرائیل حتی یک شلیک موفق نداشت. ولی علتش این نیست که اس ۳۰۰ کار نمیکرد، بلکه علتش این است که قبل از اینکه به مرحله آمادگی شلیک برسد، از داخل ایران این سامانهها مورد هدف قرار گرفته و از کار افتاده بود. مثل این که یک نفر ماشینی را به یکی بفروشد و بگوید که ماشین خیلی امنی است، یکی دیگر قبل از اینکه شما سوار ماشین شوی با نارنجک ماشین را منفجر کند و شما بگویی که ماشینت امن نبود. این ماشین وقتی سوار شوی، در شرایطی که تأمین امنیت وجود داشته باشد میتواند آن Faction خودش را داشته باشد»
او همچنین در بخش دیگری از این گفتوگو میگوید که «اس ۳۰۰ برای هواپیمای نسل ۵ کار نمیکند. این هواپیمای اف ۳۵ نسل پنجی است. اس ۴۰۰ هم شاید نتواند آن کارآمدی کافی را داشته باشد. شما باید اس ۵۰۰ داشته باشی. اگر هم اس ۵۰۰ داشته باشی باید ارزیابی کنی که چند درصد از حملات را توانسته پاسخ دهد و آیا توانسته یا آیا نتوانسته است. آن هم نه فقط اس ۵۰۰ بلکه شبکه متناظر کوتاه برد، میان برد و بلند برد. مثل آن چیزی که اسرائیل در مقابل ایران دارد. فلاخن داوود است، درهمه اینها شبکه سه لایه وجود دارد. از آن شبکه سه لایه فوق العاده گران تعداد زیادی موشک رد میشود، برای یک فضای خیلی محدود. عملا ما اصلا هیچ مشکل تحریمی هم نداشته باشیم، هر چه که بخواهیم نظام غربی هم به ما بدهد، ۴۰۰ میلیارد دلار پول نیاز داریم تا بتوانیم بخشی از کشور را مورد محافظت نسبی ساختارهای پدافندی قرار دهیم. ما این پول را داریم؟»
نفوذ اطلاعاتی غرب بر تجهیزات روسی و چینی
نکته مهمتری که علایی مطرح میکند، بحث نفوذ اطلاعاتی غرب بر تجهیزات روسی و چینی است. این گزاره با واقعیتهای جنگهای معاصر همخوانی دارد. در دنیای امروز، جنگ صرفاً برخورد موشک و هواپیما نیست؛ بلکه شبکهای از داده، الگوریتم، لینکهای ارتباطی و جنگ الکترونیک است. بسیاری از سامانههای صادراتی روسیه و چین، بهویژه نسخههایی که به کشورهای غیرهمپیمان راهبردی فروخته میشوند، نسخههای کامل و مستقل نیستند و در لایههای مختلف، در معرض شناسایی، شنود یا اخلال قرار دارند. این موضوع در جنگ اوکراین نیز بهطور غیرمستقیم تأیید شد، جایی که بخشی از تجهیزات روسی در برابر جنگ الکترونیک غرب آسیبپذیر نشان دادند.
در مقابل، علایی بر موفقیت تجهیزات داخلی تأکید میکند؛ نه از منظر شعار خودکفایی، بلکه از زاویه کنترل کامل زنجیره تصمیم، اطلاعات و اجرا. تجهیزات بومی اگر از نظر ظاهری سادهتر باشند، مزیتی اساسی دارند: طراح، سازنده و بهرهبردار در یک منظومه قرار دارند. این یعنی امکان اصلاح سریع، تطبیق با میدان، و مهمتر از همه، اطمینان از نبود درهای پشتی اطلاعاتی. در منطق راهبردی علایی، بازدارندگی واقعی از دل همین «اعتماد عملیاتی» بیرون میآید، نه از نمایش سامانههای پرزرقوبرق خارجی.
این نگاه با مواضع قبلی حسین علایی نیز همراستاست؛ او بارها نسبت به تصمیمگیریهای پرهزینه، نمادین و غیرواقعگرایانه در حوزه امنیت ملی هشدار داده و تأکید کرده است که قدرت نظامی بدون عقلانیت راهبردی و شناخت دقیق محیط بینالملل، نهتنها امنیت نمیآورد بلکه هزینهزا است. جمعبندی سخنان او در این زمینه روشن است: امنیت خریدنی نیست؛ ساخته میشود، آن هم از مسیر دانش بومی، استقلال اطلاعاتی و پرهیز از توهم قدرت وارداتی.