کد خبر : 204129
انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۱۸ - 13:54
دسته‌بندی : فرهنگی
چاپ

پنج مجری‌ با صداوسیما قطع همکاری کردند

باربد بابایی، پیمان شیخی، مجید غضنفری، محمدحسنی و مجتبی پوربخش از مجریان تلوزیون همکاری خود را با صداوسیما قطع کردند.

پنج مجری‌ با صداوسیما قطع همکاری کردند

به گزارش سایت خبری مدارا؛ پیمان شیخی با انتشار پیامی نوشت: «مردم حقشان آرامش است و سزاوار احترام و شاد زیستن‌اند. این روزها روحم یاری نمی‌کند که به اجرا ادامه دهم؛ بنابراین از رادیو و تلویزیون خداحافظی می‌کنم.

باربد بابایی درپستی جدید، قطع همکاری‌ خود با صداوسیمارا تایید کرد و نوشت ، تا زمانی که حال مردم ایران خوش نباشد،هیچ برنامه را اجرا نخواهد کرد.

محمد حسنی با انتشار پیامی اعلام کرد که ۲۰ روزی از خداحافظی‌اش با صداوسیما می‌گذرد. او در ادامه نوشت: «برای تمام تذکرها، برای تمام حرف‌هایی که درگلو قورت دادیم، برای تمام ایده‌هایی که گفتید خودت اسپانسر بیار و بودجه را به رانت خودتون دادید، برای آرامش خودم، برای شما مردمم.»

مجیدمیرغضنفری هم ازقطع همکاری باصداوسیما خبر داد و گفت که سال‌هادر این سازمان فعالیت‌ کرده تا«صدای مطالبه‌گری و دادخواهی» باشداما حالا احساس می‌کند که دیگر برای ماندن در «قاب رسانه» بهانه‌ای ندارد.

اخبار مرتبط:
خاکسپاری بهرام بیضایی با نوای حسین علیزاده و مناجات خوانی مژده شمسایی
خاکسپاری بهرام بیضایی با نوای حسین علیزاده و مناجات خوانی مژده شمسایی

آیین بدرقه بهرام بیضایی به پایان رسید و این هنرمند و پژوهشگر بزرگ کشورمان در آرامگاه اسکای لاون سانفرانسیسکو به خاک سپرده شد.

در اقدامی غیرمنتظره یک خیابان به نام بازیگر زن مشهور درآمد
در اقدامی غیرمنتظره یک خیابان به نام بازیگر زن مشهور درآمد

همزمان با سی و یکمین سالروز درگذشت رقیه چهره آزاد، بازیگر پیشکسوت ایران که عموم تماشاگران او را با فیلم «مادر» به یاد دارند، خیابانی به نام این هنرمند نامگذاری شد.

احمد مسجد جامعی: بهرام بیضایی ایران را می شناخت
احمد مسجد جامعی: بهرام بیضایی ایران را می شناخت

آقای بیضایی با آنکه در سال‌های اخیر به اضطرار به خارج‌نشینی روی آورد، اما می‌توان او را از ایرانی‌ترین هنرمند این سرزمین دانست. او تنها یک هنرمند نبود؛ چه به‌دلیل وجه پژوهشی، چه تدریس، چه ترجمه، اطلاق متفکر به او سزاوارتر است. وجه برجسته آثار نمایشی او چه در تئاتر، چه در سینما و حتی در نوشتار، عمق نگرش متفاوت‌اش به مسائل است و تسلط توأمان‌اش به ادبیات، تاریخ و فرهنگ به‌گونه‌ای است که موضوع در دستان او همچون موم ورز می‌خورد، شکل می‌گرفت و به‌نفع اندیشه‌اش مصادره می‌شد.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق محفوظ است