کد خبر : 168314

گفت و گوی «مدارا» با احمد شیرزاد؛ فعال سیاسی اصلاح طلب- بخش اول

شورای نگهبان می خواست همتی و مهرعلیزاده کاندیدای اصلاح طلبان باشند/طبقه متوسط جامعه عمدتاً از مشارکت در انتخابات طفره رفت/این احتمال وجود داشت که رئیسی در انتخابات پیروز نشود

دوره سیزدهم انتخابات ریاست جمهوری، در اواخر خرداد ماه سال 1400 برگزار و نتایج تکمیلی این انتخابات در اوایل تیر ماه جاری توسط وزارت کشور انتشار یافت. در این انتخابات نزدیک به 29 میلیون نفر از 59 میلیون نفر واجدان شرایط رای دادن، مشارکت کردند. بر اساس آمار رسمی، از کُل حدود 25 میلیون رای صحیح، سیدابراهیم رئیسی توانست با کسب 18 میلیون رای، به عنوان رئیس جمهور منتخب معرفی شود.

http://modara.ir/wp-content/uploads/2020/04/unnamed-file-1.jpg
در این دوره از انتخابات، میزان مشارکت افراد واجد شرایط رای دادن، به کمتر از 50 درصد کاهش یافت و جناح سیاسی اصلاح طلب، با این استدلال که گزینه های انتخاباتی آن تایید صلاحیت نشده اند، از معرفی کاندیدا صرف نظر کرد. از طرف دیگر، در این دوره، آرای باطله و واریز نشده به صندوق های رای، افزایش خیره کننده ای داشته و تعداد آنها بالغ بر 4 میلیون است.

در گفت و گوی تفصیلی «مدارا» با دکتر احمد شیرزاد، نماینده دوره ششم مجلس و فعال سیاسی اصلاح طلب شرایط منتهی به انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 و نتایج آن، آثار یکپارچه شدن حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران و آینده جریان و جبهه اصلاحات، مورد بررسی و کند و کاو قرار گرفته است که هم اینک بخش اول این گفت و گو را می خوانید و در روزهای آینده بخش دوم و پایانی آن نیز، منتشر می شود.

*****


*بیش از یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری ایران گذشته و نتایج تکمیلی انتخابات، در اوایل تیر ماه جاری اعلام شد. بنا بر آمار اعلام شده در حد 48 درصد افراد واجد شرایط رای دادن در انتخابات شرکت کرده اند که نشان می دهد کاهش مشارکت اتفاق افتاده است. البته آمار نتایج انتخابات در استان های مختلف کشورمان و مراکز استان ها هم منتشر شده.

در حال حاضر و چند هفته بعد از برگزاری این انتخابات، جنابعالی چه تحلیلی از این انتخابات و نتیجه آن دارید؟

-طبیعی است در یک کشور که بر اساس جمهوریت اداره می شود قدرت، بین جناح های سیاسی، دست به دست شود. این اتفاق، موضوع جدیدی نیست و در اکثر کشورها دست به دست شدن قدرت رخ می دهد.

آنچه که یک مقدار غیر طبیعی است، فرآیند نظارت بر انتخابات و حذف کاندیداهای جدی از عرصه بود که راه را برای انتخاب آقای رئیسی، هموار کرد. در این که آقای رئیسی، با شانس خوبی وارد عرصه انتخابات شدند، تردیدی نبود، اما نهایتاً در قالبی اجرا شد که نمی شود به آن یک انتخابات رقابتی و انتخابات تمام عیار و با کیفیت خوب گفت.

در هر حال، طبیعی است که قدرت از دولت میانه روی آقای روحانی، به دولت اصول گرای آقای رئیسی منتقل خواهد شد.

*برخی از کارشناسان حوزه سیاست و فعالان سیاسی داخل کشور می گفتند که مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 در حد 20 تا 30 درصد خواهد بود. البته تبلیغات منفی زیادی مخصوصا توسط رسانه های فارسی زبان خارج از کشور انجام می شد و کمپین «رای بی رای» را تبلیغ می کردند.

چطور شد و چه اتفاقی افتاد که مشارکت تا حدود 48 درصد افزایش داشته است؟

-وقتی کسانی، کمپین تحریم انتخابات را به راه می اندازند، معنایش این نیست که واقعیت دارد و جامعه هم، همین تصمیم را دارد که بعداً وقتی مشارکت به 48 درصد می رسد، ما آن را پیروزی تلقی کنیم.

از همان ابتدا مشخص بود که کمپین های رای بی رای و مخالفت با مشارکت در انتخابات، کمپین های پوچ و بی اثری هستند ولی این درصد مشارکت نیز، درصد مشارکت قابل قبولی نیست.

متاسفانه اصولگراها  به این موضوع می دَمند که قرار بود با تبلیغات سوء رسانه های غربی و کسانی که از انتخابات راضی نیستند، مثلاً مشارکت 20 درصد یا 25 درصد باشد و حالا که 48 درصد شده، پس خوب است.

این نوع برخورد، برخورد صحیح و سالمی نیست. به نظر من، مشارکت 48 درصدی، واقعاً مشارکت قابل قبولی نیست. در شهرهای بزرگ که بُعد فرهنگی بالاتری داشته و از سطح اقتصادی و فرهیختگی بالاتری برخوردار هستند، مشارکت خیلی از این رقم 48 درصد، پایین تر بوده است.

کنار کشیدن طبقه متوسط جامعه و مردم شهرهای بزرگ در انتخابات، پدیده تلخی است. این که گفته شود مشارکت 48 درصدی، نسبت به 20 یا 30 درصدی که شاید هدف برخی تحریم کنندگان بوده ، باز خیلی خوب است، تحلیل درستی نیست.

پایگاه رای اصلاح طلب ها بستگی به این دارد که رویکرد انتخاباتی حکومت چگونه باشد


*در دوره های قبلی انتخابات، هر زمان که مشارکت زیادی اتفاق می افتاد جریان اصلاح طلب پیروز می شد و جریان اصولگرا، رای کمتری کسب می کرد یا در انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدای اصولگرا رای نمی آورد.

اگر بخواهیم از تحلیل انتخابات دوره های قبل به انتخابات اخیر برسیم، به چه علت چنین چیزی در دوره های قبل اتفاق می افتاد و وقتی میزان مشارکت بالا می رفت پیروزی اصلاح طلبان تحقق پیدا می کرد؟

-اصولگراها، یک پایگاه رای سنتی دارند. البته در بخشی از طبقات جامعه، پایگاه های رای شناور نیز دارند ولی ممکن است این پایگاه های رای شناور، در یک دوره به اصولگراها رای بدهند و در یک دوره به اصلاح طلبان و در نتیجه رفتارهای متفاوتی داشته باشند.

در مجموع، اصولگراها پایگاه رای نسبتاً ثابتی دارند. در حالی که در مورد اصلاح طلب ها بستگی به این دارد که رویکرد انتخاباتی حکومت چگونه باشد و هیأت نظارت بر انتخابات چگونه صحنه آرایی کند. همچنین بسته به فضای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حاکم بر کشور، اصلاح طلب ها پایگاه رای متغیری دارند.

هر گاه که طبقه متوسط و طبقه فرهیخته جامعه، با مشارکت بالایی وارد عرصه انتخابات شوند، معمولاً کاندیداهای اصولگرا را ترجیح نمی دهند و رای اصلاح طلب ها یا میانه روها بالاتر می شود.

رئیسی یک سال و نیم قبل برای انتخابات دور خیز کرده بود


نوع رویکرد و تبلیغات آقای رئیسی موثر بود


*در سال 1396 و قبل از انتخابات ریاست جمهوری آن دوره، جنابعالی راجع به کاندیداتوری آقای جلیلی و قالیباف اظهار نظر کرده و گفته بودید آقای جلیلی و آقای قالیباف شانس پیروزی ندارند و بهتر است انصراف بدهند. در همان زمان گفته بودید یک نفر که بخت خودش را در انتخابات آزموده، کنار گذاشته شده و از او در جای دیگری استفاده می شود.

به هر حال در آن دوره، آقای رئیسی 15.8 میلیون رای کسب کرد. در سال 1400 با تایید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی، وضعیت خاصی شکل گرفت و آقای رئیسی 18 میلیون رای به دست آورد که باز رای نسبتاً زیادی است. چطور شد فردی که در دوره قبل، بَرنده نشده بود، در این دوره رای آورد و پیروز انتخابات شد؟

-پیش بینی هایی که انجام می شود، بر مبنای شواهد، تحلیل ها و داده هایی است که از جامعه به دست می آید ولی لزوماً این پیش بینی ها به طور قطعی محقق نمی شوند. در سال 1396 بنده آن نکات را مطرح کردم ولی معمولاً کاندیدایی که یک بار در رقابت انتخاباتی شکست بخورد، دفعه بعد شانس بالاتری ندارد و برای مردم، چهره تکراری تلقی می شود.

این اتفاقی است که در مورد کاندیداتوری آقای محسن رضایی رخ داده است. هر چند که آقای محسن رضایی در این دوره، رای بیش تری داشت ولی با این وجود، فاصله زیادی داشت با این که بخواهد به عنوان یک کاندیدای جدی مطرح شود. بنابراین، این حرف به طور کلی، چندان نادرست نیست یعنی این طور نیست که حضور مجدد چهره تکراری و شکست خورده، لزوماً با شانس پیروزی باشد.

البته نمونه هایی نیز داشته ایم که پس از حضور مجدد در انتخابات، پیروز شده اند. برای مثال، آقای میتران رئیس جمهور اسبق فرانسه، چندین بار کاندیدا شد و شکست خورد ولی در نهایت دو دوره پیاپی رئیس جمهور فرانسه شد.

گه گاه چنین اتفاقی می تواند در مورد چهره های تکراری رخ بدهد ولی در مورد انتخاب آقای رئیسی می توان گفت که ایشان از حدود یک سال یا یک و نیم سال قبل از انتخابات، دورخیز برداشته بودند و زمینه تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری دوره قبلی هم، بر سر جای خودش بود.

بنابراین، نهایت موفقیت آقای رئیسی در این دوره این بود که دو میلیون رای اضافه تر نسبت به سال 1396 به دست آوردند وگرنه همان کار سال 1396 را تکرار کردند یعنی ایشان همان پایگاه رای سنتی اصولگراها را همراه خودشان داشتند.

البته آقای رئیسی هزینه گسترده تبلیغاتی نیز داشتند و به عنوان رئیس قوه قضائیه، سفرهای استانی زیادی داشتند. صداوسیما نیز به طور ویژه به اقدامات ایشان می پرداخت و از جمله در مورد کارخانه هایی که بازگشایی شدند، تبلیغات زیادی انجام شد. در حالی که قوه قضائیه، یک به یک این واحدهای تولیدی را به خاطر مشکلاتی مثل بدهکار بودن آنها، به تعطیلی کشانده بود.

بر این اساس، من فکر می کنم نوع رویکرد و تبلیغات آقای رئیسی موثر بود. یک زمینه روانی دیگر هم وجود دارد و در جوامع دیگر نیز، چنین حالتی وجود دارد. به این صورت که اگر فردی بتواند به اصطلاح، خودش را به عنوان اسب بَرنده در انتخابات نشان بدهد، در خیلی از اوقات توجه رای دهندگان به همان فردی است که احساس می کنند برنده انتخابات است. یک مقدار مطرح شدن یک شخص و چهره در انتخابات، باعث می شود مطرح بودن او در عرصه افکار عمومی تشدید شود.

پایگاه شناور اصلاح طلبان نسبت به پایگاه ثابت آنها خیلی وسیع است


*در سال های گذشته همیشه این بحث مطرح بود که گفته می شد پایگاه اجتماعی جریان راست یا اصول گرا بین 5 تا 10 درصد است. آقای رئیسی در دوره قبل بیش از 15 میلیون رای کسب کرد و امسال هم حدود 18 میلیون رای به دست آورده است. این 18 میلیون رای، رقم بزرگی است.

-جناح اصولگرا، یک پایگاه ثابت دارد که شاید آن 5 یا 10 درصد باشد ولی پایگاه شناور هم دارد. همان طور که اصلاح طلبان، پایگاه شناور دارند. البته پایگاه شناور اصلاح طلبان، خیلی وسیع تر است نسبت به پایگاه ثابت آنها.

*فرضاً می شود بگوییم نیمی از این 18 میلیون رای آقای رئیسی، به خاطر پایگاه اجتماعی ثابت و نیمی به خاطر پایگاه شناور این جریان سیاسی است؟

آقای رئیسی در مجموع 18 میلیون رای از بین 59 میلیون افراد واجد شرایط را کسب کرد که 30 درصد می شود. ما می توانیم 10 تا 15 درصد و حداکثر 20 درصد آن را به عنوان پایگاه ثابت اصولگرایان در نظر بگیریم و بقیه آن، رای پایگاه شناور بوده است.

در انتخابات های دیگر نیز، این درصد و تعداد آرا را می بینیم ولی وقتی انتخابات گسترده شده و مشارکت مردم، فراگیرتر می شود، شانس رای اصلاح طلبان بالاتر است.

احمدی نژاد روشی در پیش گرفته که نمی دانم او را به کجا خواهد رساند


*در مورد وضعیت انتخابات ریاست جمهوری و رد و تایید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی، اظهار نظرهای زیادی مطرح بود. برخی اعتقاد داشتند که آقای رئیسی، کاندیدای پیروز خواهد بود. حتی برخی در سال ۱۳۹۹ می گفتند آقای رئیسی حتماً پیروز خواهد شد.

در این میان، یکی از افرادی که نام او به عنوان کاندیدا مطرح بود آقای احمدی نژاد بود که رد صلاحیت شد. قبل از شروع ثبت نام کاندیداها، آقای احمدی نژاد گفت کاری می کنند که حتی آقای رئیسی هم کاندیدا نشود.

به هر حال آقای احمدی نژاد مدعی است که بدون ترس بین مردم حضور پیدا می کند و از جامعه و دنیای سیاست شناخت دقیقی دارد. چرا آقای احمدی نژاد این طور تصور کرد که حتی آقای رئیسی کاندیدایی نخواهد بود که در انتخابات شرکت کند؟

-این که چرا آقای احمدی نژاد، چنین حرفی زده، باید خودش پاسخگو باشد. من نمی دانم آقای احمدی نژاد چه دلایلی برای صحبت خودش دارد ولی چند بار است که محاسبات آقای احمدی نژاد، درست در نمی آید.

آقای احمدی نژاد در یک دوره، آقای مشایی را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری جلو فرستاد و بعداً هم در سال ۱۳۹۶، خودش کاندیدا شد. به هر حال، محاسبات آقای احمدی نژاد، مقرون به صحت نیست و روشی را در پیش گرفته که نمی دانم او را به کجا خواهد رساند.

*آقای احمدی نژاد می گفت یک جریانی می خواهد نامزد خودش را رئیس جمهور کند و کاری می کند که آقای رئیسی اصلاً کاندیدا نشود. آقای احمدی نژاد، اوضاع انتخابات را اینگونه تحلیل می کرد.

-بله، این نوع تحلیل ها وجود داشت و بعضی ها فکر می کردند نامزد اصلی جناح اصولگرا، فرد دیگری است و آقای رئیسی به دلایل مختلف، ممکن است در انتخابات کاندیدا نشود و مثلاً ممکن است منع رهبری، شامل حال او شود یا این که ترجیح بدهد در همان قوه قضائیه بماند.

به هر حال، هیچکدام از این اتفاقات رخ نداد و به خاطر آن سرمایه گذاری گسترده ای که آقای رئیسی در قالب تبلیغات انجام داده بود، بعید نشان می داد که ایشان، آن سرمایه گذاری را کنار بگذارد و راه را برای دیگران باز کند.

این احتمال وجود داشت که رئیسی در انتخابات پیروز نشود


*آقای رئیسی حتی بعد از کاندیدا شدن، از ریاست قوه قضائیه استعفا نداد و همچنان رئیس این قوه ماند. افراد زیادی اعتقاد داشتند که آقای رئیسی در مبارزه انتخاباتی با کاندیداهای تایید صلاحیت شده دیگر، پیروز خواهد شد.

آیا استعفا ندادن آقای رئیسی، تردید و دو دلی ایشان را نسبت به نتیجه انتخابات نشان می داد و ایشان فرض می کرد که ممکن است در انتخابات پیروز نشود؟

-بله؛ این احتمال وجود داشت که آقای رئیسی در انتخابات پیروز نشود. در گذشته هم شاهد چنین وضعی بودیم و مثلاً در سال ۱۳۹۲ و بعد از ردّ صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی، یک فضای یأس آلود، کشور را فرا گرفته بود ولی در همان موقعیت، وقتی که آقای حسن روحانی آمد و مورد حمایت اصلاح طلبان قرار گرفت، یک موج بسیار شدید و ناگهانی ایجاد شد.

در حالی که در انتخابات امسال، چنان اتفاقی رخ نداد ولی آقای رئیسی هم، تردید داشت و ایشان تا مدتی بعد از انتخابات، محکم در جایگاه ریاست قوه قضائیه نشست. البته این حالت، در انتخابات به وجهه آقای رئیسی به عنوان یک کاندیدا، لطمه زد.

طبقه متوسط جامعه عمدتاً از مشارکت در انتخابات طفره رفته است


*در شهر تهران، فقط ۲۴ درصد افراد واجد شرایط، در انتخابات مشارکت کردند و در شهر سنندج هم ۲۶ درصد. کمترین سطح مشارکت، در تهران به عنوان مرکز استان تهران و پایتخت کشور اتفاق افتاد و بین سایر مراکز استان ها، سنندج کمترین سطح مشارکت را به ثبت رساند.

در سطح استانی هم، در استان تهران ۳۴ از افراد واجد شرایط رای شرکت کرده و در استان کردستان هم فقط ۳۷ درصد شرکت کردند و این کمترین سطح مشارکت بین استان های کشورمان بود.

بر چه اساس مشارکت در تهران تا این حد پایین آمد و چرا استان کردستان و استان تهران و همچنین شهرهای تهران و سنندج، کمترین مشارکت را بین همه استان ها و مراکز استان ها داشتند؟

-هر چند که در سطح کشور، میزان مشارکت در انتخابات به ۴۸ درصد رسید ولی در شهرهای بزرگ و استان هایی که از سطح فرهنگی خوبی برخوردار هستند میزان مشارکت، قابل قبول نبود. این وضع، نشان می دهد طبقه متوسط جامعه، عمدتاً از مشارکت در انتخابات طفره رفته است.

همتی و مهرعلیزاده کاندیداهایی بودند که شورای نگهبان می خواست آنها به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان باشند


*برخی فعالان سیاسی می گفتند همان افراد پایگاه اجتماعی اصولگرایان، مثل سال ۱۳۹۶ باز در انتخابات شرکت می کنند ولی آن ۲۴ میلیون نفری که به آقای روحانی رای دادند، حتی با جرثقیل پای صندوق نمی آیند.

آقای همتی و آقای مهرعلیزاده که خودشان را در انتخابات، اصلاح طلب معرفی کردند نتوانستند محبوبیت کسب کنند. به چه علت، چنین وضعی برای پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان به وجود آمد؟

-من فکر می کنم کمترین تردیدی نمی شود داشت و نه آقای همتی و نه آقای مهرعلیزاده، کاندیدای جبهه اصلاحات نبودند. به نظر من، این دو نفر، کاندیداهایی بودند که شورای نگهبان می خواست آنها به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان باشند ولی اگر انتخاب کاندیداها، به دست اصلاح طلبان بودند، انتخاب های دیگری داشتند.

واقعاً چهره های اصلی و مطلوب اصلاح طلبان، چهره های دیگری بودند ولی به نحوی آقای ظریف را از رده خارج کردند و فضایی به وجود آوردند که نتواند کاندیدا شود. آقای جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور را نیز ردّ صلاحیت کردند.

آقای لاریجانی که می توانست یک کاندیدای واسطه و میانی باشد و حتی بخش از رای اصول گرایان را کسب کند، ردّ صلاحیت کردند. به اعتقاد من، اسم این انتخابات را نمی شود یک انتخابات رقابتی گذاشت.

*اسم آقای ظریف به عنوان کاندیدای انتخابات مطرح بود، اما این بحث بود که فرضاً وقتی آقای روحانی نمی تواند در مقابل جریان رقیب مقاومت کند، آقای ظریف که تحصیلکرده و دیپلمات است چگونه می تواند در مقابل جریان سیاسی رقیب مقاومت کند و اهداف خودش را پیش ببرد.

آقای جهانگیری هم، یک دوره کاندیدا شده بود ولی کنار کشید و کاندیدای پوششی بود. به اعتقاد شما، با این اتفاقاتی که افتاد آیا جریان اصلاح طلب به نحو مطلوب عمل کرد؟

-اصلاً نمی شود در این زمینه قضاوت کرد. اتفاقاتی که رخ داده، اتفاقات طبیعی نبود که بعداً بشود بر اساس آنها، یک جناح سیاسی را قضاوت کنیم. درست مثل این است که یک دونده را در زمان برگزاری مسابقه زخمی و مجروح کنیم و بعد بگوییم آیا خوب عمل کردی یا نه.

در اصل وقتی که شما، راه را به روی یک جناح مطرح سیاسی می بندید و می گویید کاندیدای جناح شما همان است که من می گویم، طبیعی است که در این جبهه سیاسی تشتت اتفاق می افتد.

من فکر می کنم صحنه گردانان اتفاقات، این موضوعات را می دانستند و باور داشتند که این اتفاقات رخ خواهد داد. اگر یک جناح سیاسی بود که یک سازماندهی آهنین و مبارزاتی به خودش گرفته بود، ممکن بود بتواند کاری انجام بدهد ولی جناح سیاسی با یک جنبش اجتماعی و مبارزاتی، فرق دارد.

جناح سیاسی بر مبنای محاسبات قانونی و برای کمک به کشور تشکیل می شود ولی به نظر من، شورای نگهبان، قانون را زیر پا گذاشت و کاملاً سلیقه ای عمل کرد.

*آقای علی لاریجانی، کاندیدای مطلوب آقای روحانی و اطرافیان آقای روحانی بود و این موضوع را می شد فهمید.

-این موضوع را اعلام نکردند ولی شاید این طور بود.

همتی آخرین تیر ترکش اصلاح طلبان و تنها گزینه موجود بود


*در مورد انتشار فایل صوتی مصاحبه آقای ظریف، می شود بحث های مختلفی را مطرح کرد و حدس های مختلفی زد. یک بحث این بود که برخی می گفتند پخش کردن این فایل صوتی، احتمالاً از طرف طیف آقای روحانی بوده تا ظریف را از انتخابات کنار بزنند. از طرفی، آقای جهانگیری هم، حقیقتاً نیروی آقای روحانی نبود.

نسبت به این نوع مباحث، جنابعالی چه نظری دارید؟

-این بحث ها، بحث های جالب و ارزشمندی نیست. یک کار بسیار ناهنجار صورت گرفت و تمام رقبای جدی آقای رئیسی را هر کدام به یک شکلی کنار زدند. آیا شما این تبلیغات وحشتناک ضد ظریف را در چند ماهه قبل از انتخابات توسط رسانه های جریان سیاسی راست منکر هستید؟

حالا می خواهید در این میان، چیزی پیدا کنید و بگویید دولت آقای روحانی، مثلاً آقای لاریجانی را ترجیح می داد. البته شاید بعضی چهره های نزدیک به آقای روحانی، چنین نظری داشتند ولی این موضوع، نمی تواند آن کار را توجیه کند.

آنچه مسلم است این است که به نظر من، صحنه آرایی انتخابات، ناآبرومندانه بود یعنی تمام رقبای آقای رئیسی، چه قبل از انتخابات و چه به طور مستقیم از طریق ردّ صلاحیت، کنار زده شدند. مگر می شود ظاهر این موضوع را تزئین کرد. این اتفاقی است که رخ داده و جامعه ایران نیز عکس العمل خودش را نشان داده است.

مطمئن باشید که اگر این اتفاقات رخ نداده بود، مشارکت بیش از این بود. اگر مشارکت، جدی تر بود، شاید باز هم آقای رئیسی پیروز می شد. من نمی توانم تضمین کنم که در صورت مشارکت بیش تر، آقای رئیسی پیروز نمی شد ولی قطعاً درصدها تفاوت می کرد. در آن حالت، ما دیگر آقای همتی با ۲ میلیون رای نداشتیم.

آقای همتی، آخرین تیر ترکش اصلاح طلبان و تنها گزینه موجود بود. آقای همتی، آدم باشخصیتی است و شاید اگر آقای همتی از ابتدا مطرح می شد، شخصاً نظر مثبتی روی ایشان داشتم ولی در جناح اصلاح طلب، من فقط یک نفر هستم.

در هر حال، مشخص است که آقای همتی، چهره کارکرده عرصه سیاسی نبود یعنی این طور نبود که تشکیلاتی به دنبال خودش داشته باشد تا در انتخابات، پیروز شود. هر چند که در روزهای آخر، برخی اصلاح طلبان از روی ناچاری از آقای همتی حمایت کردند.

*بالاخره آقای همتی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی بوده است.

-ایشان عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران باشد ولی مثلاً مگر شورای نگهبان حق دارد که بگوید چون آقای همتی عضو شورای مرکزی کارگزاران است، پس من می گویم آقای همتی، کاندیدای اصلاح طلبان باشد.

*بالاخره حزب کارگزاران برای پیروز شدن آقای همتی در انتخابات، حمایت تشکیلاتی به عمل آورد.

-شاید اگر در زمان تایید صلاحیت ها، این طور برخورد نمی شد، همان حزب کارگزاران، انتخابش آقای محسن هاشمی بود. البته می گویم شاید و شما نمی توانید بگویید آقای همتی، کاندیدای رسمی حزب کارگزاران بود. در عین حال، حزب کارگزاران، یک گروه از ده ها گروه جبهه اصلاح طلب است.

*بعد از اعلام اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده، آقای رئیسی فوراً در توئیتی اعلام کرد که از زمان اعلام رسمی اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده، در حال رایزنی است تا انتخابات ریاست جمهوری، رقابتی تر و مشارکتی تر باشد.

این توئیت نشان می دهد آقای رئیسی فکر می کرده که این نوع تایید صلاحیت، حتی به حیثیت و اعتبار خودش (رئیسی) خدشه وارد می کند.

-بله ولی بعد که آقای رئیسی، طعم شیرین پیروزی را چشیدند، دیگر حرفی در این زمینه نزدند.

افرادی که رای باطله دادند به نظام جمهوری اسلامی ایران پایبند هستند ولی نسبت به صحنه چینی انتخابات، نظر مثبتی نداشتند


*میزان آرای باطله در انتخابات ریاست جمهوری امسال، زیاد بود و این مقدار رای باطله، بی سابقه بود. در ۱۳ دوره ای که در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده، در این دوره حدود ۴ میلیون رای باطله بود.

در دوره های قبلی، بالاترین میزان رای باطله در حد ۴ درصد بود و در این دوره به حدود ۱۳ درصد رسیده بود و حدود ۲۰۰ هزار برگه رای هم، در این دوره اصلاً به صندوق انداخته نشده بود.

تا الان راجع به رای باطله، نظرات مختلفی مطرح شده و در این انتخابات، در اصل رای باطله، رتبه دوم را کسب کرد. جنابعالی چه تحلیلی در این زمینه دارید؟

-ممکن است کسانی در انتخابات، رای مخدوش بدهند یا مثلاً نام کاندیدا را به درستی ننویسند که این نوع رای باطله، همیشه یک مقدار از آرای باطله را خودش اختصاص می داده. برخی رای دهندگان نیز می خواهند مُهر انتخابات در شناسنامه شان باشد و در همه دوره ها، چنین چیزی وجود داشته است.

آن آدمی که می خواهد مُهر انتخابات در شناسنامه اش باشد، معمولاً به کاندیدایی رای می دهد که شانسی برای پیروز شدن دارد. برخی هم بر این اعتقاد بوده اند بین کاندیداهای تایید صلاحیت شده، فردی که به نظر آنها نزدیک باشد وجود ندارد. به نظر من، این وضع نتیجه مستقیم نحوه تایید صلاحیت کاندیداهای انتخاباتی است.

نمی خواهم بگویم که این افراد، الزاماً جزو اصلاح طلبان بوده اند چرا که ممکن است برخی از آنها جزو اصول گرایان باشند. این نوع افراد، به نظام جمهوری اسلامی ایران پایبند هستند ولی نسبت به صحنه چینی انتخابات، نظر مثبتی نداشتند.

*آقای رئیسی بر مبارزه با فقر و همچنین اجرای عدالت تاکید می کرد. این نوع شعارهای انتخاباتی، شعارهایی بود که قبلاً آقای احمدی نژاد با مطرح کردن آنها رای کسب کرده بود. آیا یک مقدار از پایگاه اجتماعی آقای احمدی نژاد، بعد از ردّ صلاحیت او، به سمت آقای رئیسی رفت؟

-شاید این طور شده و این اتفاق رخ داده باشد ولی سنجش آن، خیلی سخت است. ما ابزاری نداریم برای این که آن را بسنجیم و عمدتاً حدس و تحلیل مطرح است. اگر هم، این اتفاق رخ داده باشد همان درصد آرای شناوری است که وجود دارد.

اقشار محروم و افراد شهرهای محروم، این طور عمل می کنند یا این که شعارهای اقتصادی برای برخی اقشار جامعه، مهمتر است و در نتیجه این نوع اقشار، می توانند جزو پایگاه شناور باشند.

*در دوره های قبلی انتخابات، بالاترین میزان رای باطله ۴ درصد از کل آراء در سال ۱۳۸۴ بوده و در این دوره، برخی رای دهندگان، فرضاً و به خاطر مزاح، اسم برخی فوتبالیست های ایرانی را روی برگه رای خودشان نوشته بودند.

آیا این نوع افراد، فقط برای مهر خوردن شناسنامه خودشان، به پای صندوق رای رفته و رای داده اند؟

-این نوع رای دادن، در همه دوره ها وجود داشته و برخی رای دهندگان، اسم فوتبالیست ها یا یک اسم بی ربط می نویسند یعنی این نوع آرای مخدوش، همیشه مشاهده شده ولی آرای باطله این دوره، متفاوت بود.

حالا نمی دانم که آیا وزارت کشور، راهی برای شناسایی آرای باطله دارد یا نه و آیا قانون به وزارت کشور اجازه می دهد یا نه ولی حدس من این است که عمده آرای باطله، رای سفید بوده است. منبع : سایت خبری مدارا

آخرین اخبار
پربازدید ترین ها